الشيخ علي المشكيني
54
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى)
اين نكته را در مورد احكام فرعى مستنبط از عقل ، بايد عرض كنم كه : غالب احكامى كه ما آنها را عقلى مىدانيم ( مثل : برائت عقلى ، تخيير عقلى ، حُجيت ظنّ انسدادى ، حُسن احسان ، قُبح ظلم و كذب ، و . . . ) ، در كتاب و سنّت هم آمدهاند و از اين رو ، اين دسته از احكام هم با حديث ، ارتباط پيدا مىكنند . مرحوم سيد محمد باقر صدر در الفتاوى الواضحة فرموده است كه ما در احكام فرعى ، حكمى كه مستنبط از عقل باشد و در كتاب و سنّتْ نيامده باشد ، نداريم ؛ بلكه تمام آنچه خيال مىكنيم حكم عقل است ، از آيات و روايات هم استفاده مىشود . بدين ترتيب ، حديث يا سنّت ، با آن كه از نظر اعتبار در فقه ، دليلى است كه در كنار ساير ادلّه ، ولى از نظر گستردگى و همين طور از نظر كاربرد ، حرف اوّل را مىزند . فقيه و دانشجوى فقه را هيچ گريزى از شناخت مستوفى و انس و تبحّر در حديث و علوم حديث نيست . اين را هم اضافه كنم كه اگر مصنّفان مجموعهها و رسالههاى حديث ، خدمت كردهاند ، همين طور ، مصنّفان كتب فقهىهم به حديث ، بسيار خدمت كردهاند . اوّلين كتابهاى فقه شيعه ، مجموعههاى حديث بودهاند . فقها اهتمام جدّى به سند و متن احاديث داشتهاند و در كتب فقهى به گستردگى به بحثهاى سندى و دلالى و شرح غرايب حديث و . . . پرداختهاند كه از اين طريق ، خدمت بزرگى به حديث و علوم حديث شده است . خلاصه ، تاريخ فقه و حديث اسلام ، به هم گره خورده است .